8 ماده غذايي براي مبارزه با خشكي پوست
خشكي پوست از اختلالاتي است كه در اثر كاهش ميزان آب بدن به وجود ميآيد و ممكن است با عوارضي مانند خارش، قرمزي و زبري همراه باشد.
شرايط آب و هوايي، نوع زندگي و ميزان سلامت بدن فاكتورهاي اساسي در حفظ رطوبت پوست است. از آنجا كه كاهش رطوبت پوست در طولانيمدت باعث تسريع روند پيري پوست ميشود و ميزان چين و چروك را حتي در سنين كم كاهش ميدهد، رعايت يكسري نكات بخصوص در فصل زمستان كمك زيادي به شادابي پوست ميكند.
روزانه هشت ليوان آب بنوشيد: تأمين آب مورد نياز بدن نه تنها باعث انتقال بهتر مواد غذايي به پوست ميشود بلكه با افزايش حجم خون و بهبود وضعيت گردش خون، خونرساني را به سلولهاي پوست تقويت ميكند.
به اين ترتيب افزايش اكسيژنرساني به سلولهاي پوست از تخريب و آسيب آنها پيشگيري ميكند.
تأمين سلنيوم مورد نياز بدن: سلنيوم از املاح معدني است كه از سلولهاي پوست در برابر راديكال هاي آزاد دفاع ميكند و ممكن است حتي در پيشگيري از سرطان پوست نقش داشته باشد. گنجاندن اين ماده معدني در رژيم غذايي مانع از خشكي پوست ميشود. قارچ، ماهي سالمون و تن، ميگو و گوشت بره، دانههاي خوراكي غني از عنصر سلنيوم است و مصرف آن املاح لازم را براي حفظ طراوت پوست تأمين ميكند.
كوآنزيم كيو: اين ماده غذايي يكي از آنتي اكسيدانهاي ضروري است كه محافظت از سلول هاي بدن را در برابر عوامل راديكالهاي آزاد به عهده دارد. اين ريزمغذي باعث بهبود عملكرد سيستم ايمني شده و از پوستهريزي پيشگيري ميكند. ماهيهاي پرچرب مانند سالمون و تن، جگر و اغلب غلات غني از كوآنزيم كيو است.
ويتامين آ: مواد غذايي و سبزيجات حاوي ويتامين آ مانند پرتقال، هويج، طالبي، تخممرغ، لبنيات كمچرب و سبزيجات سبز برگ پهن علاوه بر تأمين نيازهاي تغذيهاي پوست از كمآب شدن سلولهاي آن پيشگيري ميكند.
ويتامين ث: ويتامين ث از املاحي است كه در محافظت از پوست در برابر آفتاب نقش اساسي دارد و مانع از تخريب كلاژن و الاستين پوست در اثر راديكالهاي آزاد ميشود.
فلفل دلمهاي قرمز، مركبات، انبه، كيوي، كلم بروكلي و سبزيجات غني از ويتامين ث است.
تقويت سلامت پوست: ويتامين اي يكي از
آنتي اكسيدانهاي ضروري براي بدن است كه از پوست در برابر اشعه مضر آفتاب محافظت ميكند و علاوه بر خاصيت ضدالتهابي، سيستم ايمني بدن انسان را تقويت ميكند.
روغن تهيهشده از سبزيجات، دانههاي خوراكي، آجيل، زيتون، اسفناج و مارچوبه غني از ويتامين اي است.
مصرف اسيدهاي چرب ضروري: امگا 3 و امگا6 اسيدهاي چربي هستند كه چربي لازم براي پوست را تأمين ميكنند و مانع از خشكي آن ميشوند. استفاده كافي از اين
دو اسيد چرب در رژيم غذايي چروك پوست را كاهش داده و آن را جوانتر ميكند. روغن كانولا، روغن زيتون، بذر كتان، گردو و ماهي سالمون و ساردين غني از اسيدهاي چرب ضروري براي بدن است.
چاي سبز: مصرف روزانه چاي سبز، التهاب پوست را كاهش ميدهد و با كاهش روند پيري سلولها از صدماتي مانند آفتابسوختگي پيشگيري ميكند. چاي سبز اكسيري است كه طراوت پوست را حفظ ميكند.
دستيابي به موفقيت
تجزيه اطلاعات
ژنتيك، بهرهمندي از امكانات اجتماعي و پرورش در محيطهاي مختلف از عوامل دستيابي به موفقيت است اما يكي از دلايل مهم و تأثيرگذار، آگاهي از چگونگي كسب موفقيت و يافتن ميانبرهاي مختلف براي رسيدن به هدف مورد نظر است. بسياري از پژوهشگران معتقدند، روشهاي چگونه زيستن و راههاي رسيدن به موفقيت بايد از سالهاي ابتدايي زندگي افراد در برنامه آموزشي قرار گيرد تا هدايتگر آنها باشد.
هيچ آرزويي بدون حركت در مسير صحيح به حقيقت نخواهد پيوست. پويايي و حركت در مسيري كه به رسيدن هدف پايان ميپذيرد، از مهمترين عوامل كسب نتيجه دلخواه و موفق شدن است. تجربه نشان داده است، افرادي كه بدون توجه به دوردست بودن يا غيرواقعي بودن اهدافشان در مسير مشخص گام برميدارند، به نتيجه خواهند رسيد.
يكي از دلايل مهمي كه مانع از موفقيت افراد ميشود، خارج شدن از مسير علمآموزي و يادگيري است. تحصيل و دانشاندوزي، به زمان يا دوره خاصي از زندگي محدود نميشود. پژوهشها نشان ميدهد، خارج شدن فرد از مسير دانشاندوزي و كسب علم و دانش او را از رسيدن به موفقيت دور ميكند. فرقي نميكند، هدفهاي فردي چه تعريفي داشته باشند، مطالعه، ادامه تحصيل، شركت در جلسات آموزشي متنوع، امكان موفق شدن در هر حرفه را ميسر كرده و احتمال تحقق آمال و اهداف افزايش پيدا ميكند.
تلاش براي رسيدن به آرزوها و تحقق آمال فردي مانند شركت در مسابقه دو ماراتن است. يك لحظه توقف و تأمل، امكان برنده شدن و رسيدن به خط پايان را كاهش ميدهد. در مسيري كه فرد براي رسيدن به اهدافش تلاش ميكند، نبايد اجازه داد كه حاشيهها مانع از دستيابي به موفقيت شود.
كسب مهارت، تجزيه و تحليل مسائل يكي از راهكارهاي موفق شدن است. بهرهمندي از ديدگاه كاوشگر و ريزبين، از عوامل تكميلكننده تلاش فردي براي كسب موفقيت است. افراد نظرسنج و با دقت، قادر به تجزيه و تحليل مسائل مختلف در زندگي بوده و پس از مواجهه با شكست يا ارتكاب خطا، عوامل را بهخوبي مورد بررسي قرار داده و با مديريت زمان از صرف وقت در راهي كه نتيجهاي ندارد پيشگيري ميكنند.
اسرار شاد زيستن
بهترين شروع
دستيابي به اسرار چگونه زيستن و زندگي آرام و شاد و يافتن روشهايي براي رسيدن به احساس خوشبختي، از ديرباز مورد توجه انسان بوده است اما زندگي صنعتي و احساس خوشبختي همواره با يكديگر در تقابل بوده و بهرغم پيشرفت فناوري در ايفاي زندگي ماشيني امروزه، افراد جوامع مختلف كمتر احساس رضايت و شادي دارند.
چگونگي شروع روز و آگاهي از انجام اقداماتي كه شادي فرد را تا پايان شب تضمين ميكند، نقش مهمي در احساس رضايت فرد در طول روز دارد. پژوهشها نشان ميدهد، افرادي كه روز خود را با عبادت و نيايش آغاز ميكنند، احساس رضايت بيشتري از زندگي دارند.
مثبتانديشي، گوش دادن به موسيقي آرام به جاي مطالعه روزنامه يا تماشاي تلويزيون و اخبار، مصرف صبحانه كامل با آرامش و مديتيشن يا انجام حركات يوگا از ديگر راهكارهايي است كه به كاهش استرس و افزايش احساس شادي در طول روز كمك ميكند.
كتابهايي كه بايد براي فهم عاشورا بخوانيم

اما در دوران معاصر نيز نويسندگان بسياري درباره عاشورا و نهضت امام حسين (ع) نوشتهاند. در اين مطلب ميخواهيم به شاخصترين اين كتابها اشاره كنيم:
فرهنگ عاشورا
جاي اين كتاب براي كساني كه ميخواستند به هر دليلي درباره عاشورا و نهضت امام حسين (ع) تحقيق كنند بسيار خالي بود. چون اين كتاب شامل اطلاعاتي مختصر و مستند و به ترتيب حروف الفبا است. هدف از تدوين اين فرهنگنامه آن است كه يك مجموعه يكجلدي، فشرده، در دسترس و كاربردي حاوي لازمترين دانستنيها پيرامون موضوعاتي كه به نهضت جاويد امام حسين(ع( )چه در عصر حادثه چه در زمانهاي پس از آن تا امروز) مربوط ميشود، ارائه شود. از اينرو مدخلهاي كتاب كه به ترتيب حروف الفباست، اشخاص، گروهها، مكانها، كتابها، اصطلاحات، سنتها، شعائر، تعاليم مكتبي و محورهاي ديگر را كه به نحوي در ارتباط با فرهنگ عاشوراست، دربرميگيرد.
نكته جالب درباره كتاب اين است كه برخلاف ديگر فرهنگهاي موجود در زمينههاي مختلف كه معمولا فقط ابزار كار نويسندگان و پژوهشگران جدي است، اين فرهنگ براحتي ميتواند از سوي يك خواننده عادي هم مورد خوانش قرار بگيرد. در واقع تنها شباهت آن به فرهنگهاي ديگر همان ترتيب حروف الفبايي آن است وگرنه نويسنده به عمد كتاب را طوري تاليف كرده است كه خوانندگان عادي هم بتوانند با آن ارتباط برقرار كنند و بخوانند.
در واقع اين كتاب در قالب دايرهالمعارفها تاليف نشده تا بيشتر كاربرد داشته باشد و بشود براي مطالعه از آن استفاده كرد. از اينرو كتاب خوش خوانتر از دايرهالمعارفهاست و ميشود آنرا به راحتي، از آغاز تا پايان خواند. مدخلهاي اين فرهنگ به صدها عدد ميرسد و مطالب در ذيل هر مدخل از كمتر از يك سطر تا چندين صفحه است. نويسنده اين كتاب يعني آقاي جواد محدثي در ذيل هر مدخل تنها به توصيف آن نپرداخته بلكه تحليل و گاه ارزش گذاري هم كرده است.
قيام جاودانه
محمدرضا حكيمي، نويسنده اين كتاب، در اثر خود تحليلي جامع از قيام عاشورا و برداشت و نتيجهگيري از آن ارائه داده است. او در اين كتاب به الگوهاي عاشورا و موارد استناد و استفاده آنها در زمان حاضر پرداخته است. تاكيد او بيشتر به استفاده از قيام عاشورا و درسآموزي از آن و پيوند آن با عدالت بوده است. خيليها معتقدند اين كتاب، فصيحترين كتابي است كه به فارسي درباره امام حسين(ع) و عاشورا نوشته شده است.
نويسنده در اين كتاب به يك معضل بنيادي در رابطه با قيام عاشورا اشاره ميكند و آن را مورد تحليل و بررسي قرار ميدهد. اين كه شيعه بيشتر بر مصائب عاشورا گريست و كمتر در مسائل عاشورا انديشيد، شيعه عاشورا را نگاه داشت ليكن درست نشناساند. او از اين جهت به شيعه آفرين ميگويد كه عاشورا را زنده نگه داشت و دريغ ميخورد از اين كه چرا آن را نشناخت. نويسنده معتقد است عاشورا هنوز هم چنان كه بايد و شايد شناخته شده نيست. او ميگويد كه دوستان و دوستداران امام حسين (ع) بيشتر از هر چيز به بعد عاطفي عاشورا پرداختهاند و در راه تحقق بخشيدن به رسالتهاي گران عاشورا كوتاهي كردهاند، اما دشمنان در شناختن عاشورا يا كوچك شمردن عظمتهاي آن اصرار كردند.
حكيمي همچنين در اين كتاب به توضيح و تبيين اين نظريه ميپردازد كه 4 تجليگاه سترگ در همه اعصار تاريخ انسان وجود دارد؛ بعثت، غدير، عاشورا و مهدي. حاصل بعثت: قرآن كريم، حاصل غدير: نهجالبلاغه؛ و حاصل عاشورا: تداوم حيات قرآن و نهج البلاغه... و ديگر ائمه طاهرين(ع) و حاصل ظهور مهدي(عج) گسترش عدالت است در همه جهان... و عاشورا، نقطه اتصال بعثت و غدير است به ظهور مهدي(عج.)
نكتهاي كه نويسنده اين كتاب درباره شناخته نشدن عاشورا و پرداختن به بعد عاطفي آن اشاره ميكند يكي از آسيبشناسيهايي است كه هميشه ديگران در مورد قيام امام حسين (ع) به آن اشاره ميكنند و پيش از اين نيز انديشمندان و متفكران بسياري چون علي شريعتي و مرتضي مطهري به آن اشاره داشتهاند. اين نكتهاي است كه دشمنان اسلام و امام حسين (ع) نيز هميشه به آن تكيه كردند و بر مبناي آن كل نهضت حسين (ع) را زير سوال بردهاند.
حماسه حسيني
حالا كه صحبت از شهيد مرتضي مطهري شد، بگذاريد به آثار مهم استاد در اين زمينه نيز اشاره كنيم.
«حماسه حسيني» عنوان سه جلد كتاب از استاد مرتضي مطهري است كه مشتمل است بر سخنرانيها و يادداشتهاي استاد.
اين مطالب در حوزه زماني سالهاي 1347 تا 1356 را در برميگيرد و بيشتر سخنرانيهايي است كه در اين دوره ايراد شده يا نوشته شده است. اين كتاب تا به حال بيش از 30 بار تجديد چاپ شده و با عنوان «الملحمه`ُ الحسينيه» به عربي نيز ترجمه شده است. «حماسه حسيني» تاريخنگاري نيست، بلكه تحليل تاريخ است و در آن به جنبه درسآموزي و الگوگيري از قيام امام حسين (ع) و لزوم پيراستن آن از تحريفات تكيه و تاكيد شده است.
استاد در اين سخنرانيها و نوشتهها براي كربلا دو چهره يا صفحه قائل شدهاند. صفحه سفيد و نوراني و صفحه تاريك و سياه و ظلماني. به اعتقاد استاد مطهري، صفحه تاريك آن: «از نظر تنوع جنايت بيمانند است. حدود بيست و يك نوع پستي و لئامت در آن رخ داده كه حتي در جنگهاي صليبي و آنچه اروپاييها در اندلس مرتكب شدند، به پاي آن نميرسد. اگر فقط به اين صفحه نگاه كنيم فقط بايد مرثيه بگوييم و بس.صفحه ديگر آن حماسه و افتخار و نورانيت، تجلي حقيقت، انسانيت و حقپرستي است و بشريت حق دارد در برابر آن به خود ببالد. جنبه حماسي اين حادثه صد برابر بر جنبه جنايي آن ميچربد.»
از نظر استاد بهترين واژهاي كه بيانگر عمق نهضت حسيني است كلمه حماسه است، نه نهضت يا قيام يا شورش و جز اينها؛ چرا كه «كلمه حماسه به معناي شدت و صلابت است و نيز به معناي شجاعت و حميت. چنان كه در ادبيات فارسي و عربي شعر و نثر حماسي داريم، حادثه و شخصيت حماسي نيز هست. شخصيت حسينابن علي عليهماالسلام صبغه حماسي دارد و بايد با وجود و سرگذشت او يك احساس حماسي داشته باشيم، نه يك احساس تراژدي و مصيبت، رثا و نفله شدن.»
نكته ديگري كه استاد شهيد درباره آن تاكيد دارد تحريفهايي است كه در واقعه عاشورا صورت گرفته است؛ به خصوص آن كه در دهه چهل خردهگيريها و شبههآفرينيهاي بسياري نسبت به اين نهضت صورت ميگرفت. شهيد مطهري پس از تقسيم تحريف به لفظي و معنوي از اين گلايه دارد كه هر دو نوع تحريف در حادثه عاشورا راه يافته است. اما تحريف معنوي را خطرناكتر از تحريف لفظي و نقل قطعات تاريخي نادرست ميداند؛ زيرا بدون اينكه از لفظ بكاهد و آن را كم يا زياد كند، حادثه و سخن را به گونهاي توجيه و تفسير مينمايد كه برخلاف معناي واقعي آن باشد. استاد عوامل تحريف را به سه دسته تقسيم كرده است؛ دوستان ناآگاه و دشمنان مغرض، تمايل به اسطورهسازي و كجفهمي از قيام حسين(ع.) البته كتاب حماسه حسيني تنها به اين موضوعات خلاصه نميشود و جنبههاي بسيار ديگري را نيز شامل ميگردد.
حسين، وارث آدم
دكتر علي شريعتي نيز از جمله نويسندگان معاصر است كه به تبيين و تحليل قيام عاشورا در آثار خود پرداخته است. كتاب حسين وارث آدم از اين جمله است. كتابي كه شامل مجموعه گفتارها و نوشتارهاي دكتر شريعتي «درباره امام حسين» است. اين كتاب با الهام از زيارت وارث نوشته شده و در آن شريعتي، امام حسين (ع)را وارث همه انقلابهاي انبياء ميشمارد كه با زر و زور و تزوير پيكار كردهاند. در اين كتاب مجموعه سخنرانيهاي دكتر شريعتي نيز درباره ابعاد مختلف عاشورا مكتوب شده است. «ثار» عنوان سخنرانياي است كه در آن دكتر شريعتي ضمن بررسي قيام امام حسين، از مفهوم شهادت سخن گفته است. (بحثي راجع به شهيد)، عنوان سخنراني ديگري است كه در آن گفته شده دو گونه شهادت وجود دارد: شهادت حمزهاي و شهادت حسيني.(شهادت حمزهاي عبارت است از...كشته شدن مردي كه آهنگ كشتن دشمن كرده است...اما شهادت حسيني كشته شدن مردي است كه خود براي كشته شدن خويش قيام كرده است)، در شهادت حمزهاي، شهادت، شهيد(مجاهد) را انتخاب ميكند، اما در شهادت حسيني، شهيد، شهادت را انتخاب ميكند. شهادت حمزهاي يك حادثه و رويداد منفي در مسير راه است، اما شهادت حسيني يك سر منزل در مسير راه و يك ايده آل است. (شهادت)، پس از شهادت، (بحثي راجع به شهيد)، (بينش تاريخي شيعه)، (انتظار مذهب اعتراض)، (فلسفه تاريخ در اسلام ) و ( مقدمه بر كتاب حجربن عدي) از ديگر بخشهاي اين كتاب به شمار ميرود.
روايت دلتنگي
يكي از نويسندگاني كه حضور پررنگي در عرصه ادبيات عاشورايي دارد سيدمهدي شجاعي است. او بخصوص در كتاب «از ديار حبيب» به شخصيت حبيب ابن مظاهر با نثري شاعرانه ميپردازد و با بياني احساسي به مرثيهسرايي درباره هر كدام از شخصيتهاي حاضر در عرصه عاشورا ميپردازد. اين كتاب روايتي ساده و صميمي از چگونگي پيوستن حبيب ابن مظاهر به سپاه امام حسين(ع) و شرحي از شهادت اوست. از ديار حبيب، روايت پايمردي پيرمردي عاشق در راه امامي صادق، رنجنامهاي از دل خسته و تنهاي حبيب و بازگويي تنهاييهاي امام حسين(ع) است. اين نوشتار، مقتلي جانسوز از حبيب حسين؛ حبيب ابن مظاهر را در 10 نگاه و روايت عاشقانه به تصوير ميكشد و حرفهاي قلب خسته و شرحه شرحه حبيب را در آينه واژگان شرح ميدهد. «پدر، عشق و پسر» ديگر كتابي است كه در آن سيدمهدي شجاعي نگاهي ديگر به كربلاي حسين دارد. نگاهي مستند و نو، سرشار از واقعيتهايي كه هرچه پيش ميرود، عظمت اندوه حسين را بيشتر بازمينماياند. اين نوشتار، نگاهي به قامت پرسوز سرو زندگاني امام حسين(ع) حضرت علياكبر است. نگاهي از پنجره يك چشم نجيب و پرراز، نگاهي از چشمان يك اسب: «سوار من، دلاور من، علي اكبر، از من فرود آمد و بال بر زمين گسترد تا پاهاي به پيشواز آمده پدر را ببوسد. امام نيز با همه عظمتش بر زمين نزول كرد. دو دست به زير بغلهاي پسر برد و او را ايستاند و در آغوش گرفت.»
نفيسه روشن

نفيسه روشن فعاليت خود را از سال دوم دبيرستان با ايفاي نقش در تئاتر «به سوي سعادت» آغاز كرد و با بازي در سريال «روزهاي به ياد ماندني» به كارگرداني همايون شهنواز وارد تلويزيون شد و امروز از جايگاه خود در اين رسانه راضي است. او بازي در سريالهاي «روزگار قريب»، «خوشركاب»، «كلانتر»، «آواي زمين»، «اغما» و «ماه عسل» را در كارنامه هنري خود دارد. گفتوگوي ما با اين بازيگر را ميخوانيد.

■ خانم روشن در حال حاضر مشغول چه كاري هستيد؟
اين روزها ايفاگر نقشي در سريال «بازپرس» به كارگرداني مهدي فخيمزاده هستم.
■ از نقشتان بگوييد؟
نقشي به نام «پري» را به عهده دارم و يكي از اعضاي آپارتماني هستم كه اتفاقات در آن آپارتمان رخ ميدهد.
■ كار با آقاي فخيمزاده چطور است؟
بي نظير. وقتي بازيگري با يك كارگردان حرفهاي كار ميكند ديگر پذيرش نقش از ساير كارگردانان برايش دشوار ميشود. كار با آقاي فخيمزاده براي من يك كلاس درس است و به جرأت ميتوانم بگويم بعد از اغما در اين مدت از ايشان چيزهاي زيادي ياد گرفتهام زيرا محيط، بسيار حرفهاي و آقاي فخيمزاده اخلاق حرفهاي دارند و در اين محيط و با اين كارگردان بستر خوبي براي يادگيري فراهم است و من از اين فرصت خوب استفاده ميكنم.
■ اين سريال چه زماني پخش ميشود؟
تاكنون 50 درصد آن فيلمبرداري شده و سال آينده از تلويزيون پخش ميشود.
ظاهراً دو سريال ديگر هم به زودي از شما روي آنتن خواهد رفت؟
بله، «عمليات125» و «كلانتر3» دو سريال ديگري است كه من در آنها بازي كردهام. در عمليات 125 نقشم پيچيدگي خاصي ندارد و تنها از دعوت آقاي آهنج استقبال كردم و همينطور در اپيزود بعدي «كلانتر3» نيز حضور خواهم داشت و از آنجايي كه با آقاي شاهمحمدي در كلانتر همكاري داشتم دعوتشان را پذيرفتم و نقش خوبي بود و ديگر اينكه مردم بايد ببينند و قضاوت كنند.
■ به نظر شما ژانر پليسي در تلويزيون در مقايسه با سينما موفقتر عمل كرده است؟
از آنجايي كه اكثر مردم سينما را براي اوقات فراغت انتخاب مي كنند ميخواهند اثري را ببينند كه از آن لذت ببرند و فعاليت ذهني زيادي از آنان خواسته نشود. به همين دليل سراغ آثار سينمايي پليسي نميروند. اما تلويزيون در خانههاي مردم حضور دارد و مردم زمان بيشتري را براي پيگيري يك مجموعه تلويزيوني در خانههايشان دارند.

■ شما را بيشتر در آثار مناسبتي تلويزيون ميبينيم و آثار مناسبتي اصولاً با شتابزدگي در ساخت همراه است. اين شتابزدگي به بازي و كارنامه شما لطمه نميزند؟
من حضور در فيلمي را كه با روند سريع ساخته ميشود را از فيلمي كه با روند كند ساخته ميشود بيشتر ميپسندم زيرا در ريتم كند احساس ميكنم وقتم تلف ميشود. آثاري همچون ميوه ممنوعه و اغما هم نشان داد كه سريالهاي مناسبتي خوب هم داريم و لزوماً اين سريالها بيكيفيت نيستند.
در اين گونه آثار كارگردان نقش مهمي دارد و اگر كارگردان خوبي ساخت چنين مجموعههايي را به عهده ميگيرد در زمان كوتاه نيز ميتواند اثر خوبي خلق كند.
■ شما را بيشتر در تلويزيون ميبينيم براي ورود جدي به سينما برنامهاي داريد؟
بله حتماً، گرچه من جايگاهم در تلويزيون را دوست دارم. پيشنهاداتي هم براي حضور در سينما داشتهام اما نپذيرفتم زيرا احساس كردم از كارگردان آن فيلمها چيزي ياد نميگيرم. اما در يك فرصت ايدهآل و با يك پيشنهاد خوب حتماً در سينما هم به ايفاي نقش ميپردازم.

به خودتان اهميت بدهيد
آنچه را که دوست دارید در فضای اطراف خود قرار دهید. انسان از دیدن آنچه که از نظر او زیبا و دوستداشتنی است، احساس لذت و شعف میکند. برای حفظ روحیه و کسب انرژی در لحظههایی که بشدت احساس خستگی و بیانگیزگی میکنید، از این روش کمک بگیرید. مهمترین اصل در زندگی این است که بتوانید با برنامهریزی و انجام کارهایی ساده به خودتان روحیه بدهید. خیلی ساده از فضای اطراف شروع کنید.لازم نیست به فکر هزینههای زیاد یا جابهجاییهای دشوار باشید؛ کافی است کمی سلیقه هم در این مسیر قرار دهید. اگر از دیدن یک شاخه گل بخصوص، روشن شدن یک شمع، نگاه کردن به یک تابلوی کوچک یا یک ظرف میوه احساس شادمانی میکنید و انرژی به دست میآورید، همین الآن دست به کار شوید.
به یاد داشته باشید لازم نیست از دیگران توقع زیادی برای رعایت کردن حال و وضعیت خود داشته باشید. نخست باید خود به خودتان و علائقتان اهمیت بدهید و سپس از دیگران بخواهید که شما را درک كرده و رعایت حالتان را بکنند.
زنان متفکر مردان وقت شناس ويتامينی برای سلامت قلب و بارداری
زنان متفکر
تفاوت در شيوه تفكر و رفتار مردان با زنان، مسئلهاي است كه كارشناسان حوزه علوم اجتماعي همواره به آن توجه دارند.
مطابق با يافتههاي علمي ساختار مغزي و شيوه تفكر، احساس و پاسخ به محركهاي محيطي در زنان و مردان متفاوت است.
شيوه حل مسئله، پردازش اطلاعات و تصميمگيري در زنان با مردان متفاوت است. زنان ديدگاهي كلي نسبت به مشكلات دارند و هنگام بررسي روشهاي حل مسئله به منابع مختلفي از راهكارها براي رسيدن به هدف فكر ميكنند. زنان توانايي درك مسئله و تفكر درباره شيوههاي حل آن را بطور همزمان دارند اما هنگامي كه مشكلات زيادي پيش روي آنها قرار داشته باشد ممكن است در تفكيك و اولويت بندي مسائل دچار مشكل شوند.
مردان وقت شناس
بيشترين تفاوتهاي رفتاري و رواني زنان با مردان به نوع عملكرد مغز و نحوه عملكرد نيمكرههاي چپ و راست مغز براي انجام فعاليتهاي گوناگون باز ميگردد.
بخشي از مغز كه هنگام بروز درد در انسان فعال ميشود، آميگلادا نام دارد. بخش راست آميگلادا در مردان فعالتر است. اين موضوع دليلي است كه نشان ميدهد ايجاد احساس درد در زنان بيشتر از مردان بوده و عملاً درد در مردان راحتتر است.
شيوه حل مسئله و برخورد با مشكلات در زنان و مردان متفاوت است، اگرچه ممكن است، پيداكردن راهكار مناسب براي حل مشكلات و رسيدن به نتيجه مناسب براي حل مشكلات يكسان باشد. مردان تمايل دارند، در يك زمان مشخص تنها براي حل يك يا تعداد محدودي از مسائل تفكر كنند و پس از رسيدن به نتيجه دلخواه وقت خود را صرف پرداختن به مشكلات ديگر كنند.
ويتامينی برای سلامت قلب و بارداری
ويتامين B6 بر بيش از 60 نوع پروتئين در بدن تأثيرگذار است كه اين پروتئينها در سيستم عصبي، توليد گلبول سفيد و قرمز و بيماريهاي قلبي نقش مؤثري را ايفا ميكنند.
ميزان توصيه شده براي دريافت اين ويتامين در بزرگسالان زير 50 سال، 3/1 ميليگرم، در مردان سالمند 7/1 ميليگرم و در زنان سالمند 5/1ميليگرم است.
برخي از متخصصان مصرف روزانه بين سه تا شش ميليگرم از اين ويتامين را به افرادي كه نيازمند مراقبتهاي قلبي هستند توصيه ميكنند. حداكثر ميزان مصرف اين ويتامين در بزرگسالان 100 ميليگرم است.
مواد غذايي حاوي اين ويتامين گوشت، ماهيهاي چرب، غلات كامل، غلات خشك غني شده، دانه سويا، آوكادو، سيبزميني پخته با پوست، هندوانه، موز و بادام زميني است.
كمبود اين ويتامين باعث افزايش سطح هموكيستين كه با بيماريهاي قلبي و احتمالاً بيماري آلزايمر در ارتباط است، ميشود. علاوه بر اين كمبود ويتامين B6 ، مشكلات پوستي، اختلالات سيستم عصبي مانند اختلاف حافظه و تمركز و افزايش احتمال بروز سنگ كليه را همراه دارد.
نتايج مطالعات حاكي از ارتباط بين كمبود ويتامين B6 و احتمال ناباروري يا ناتواني در حفظ جنين است.
شواهد نشان داده است كه در مرحله جنيني، كمبود ويتامين B6 ،همراه با ويتامين B12 و فوليك اسيد باعث بروز نواقصي چون شكاف لب و... ميشود. از اين رو مصرف مكملهاي حاوي اين ويتامينها در دوره بارداري توصيه ميشود.توجه:افرادي كه در يك وعده بيش از 50 ميليگرم از اين ويتامين مصرف كرده و به يكباره مصرف را قطع ميكنند در معرض مشكلي به نام «كمبود ارتجاعي» قرار ميگيرند.
به همين دليل توصيه ميشود تا مصرف اين ويتامين به صورت تدريجي قطع شود.مصرف زياد ويتامين B6 نيز باعث بروز صدمات عصبي با علائمي چون ناپايداري و لرزش در دستها و پاها ميشود كه در برخي از موارد اين مشكل تداوم پيدا ميكند.اين در حالي است كه يكي از نگرانيها، مصرف زياد اين ويتامين در زنان باردار براي تخفيف حالت تهوع دوره بارداري است كه اثرات نامطلوبي بر رشد عصبي كودك خواهد داشت.
سلام بر محرم الحرام

ای ماه خدا! در تقویم دل ما خاطره هیچ ماهی به سرخی تو نیست! سلام خدا بر تو و بر ستارگانی که بر گردت حلقه زدهاند! و سلام خدا بر خورشید فروزانی که در خود جای دادهای! ای ماه خون! بار دیگر از راه میرسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلالههای سرخ را به گوش جان میرسانی. دوباره سکوت تاریخ را در هم میشکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجرهها آزاد میکنی. بانگ چاووش کاروانت به گوش میرسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا میخواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست میکند.
و سلام بر محرم الحرام، ماه آغازین سال هجری قمری!
محرم راز دل بلاجویان و حرم مصفای اهل دل است، محرم نقطه پرگار اهل ولایت، محرم کتاب خون و شهادت، شور و شعور و کتاب عشق و شکوه شقایق شیدایی و کتاب غلبه نور بر ظلمت و جهل و نادانی است.
محرم ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی، ماه ظلمستیزی و مبارزه با تبعیض و ذلت است. محرم ماه امر به معروف و نهی از منکر و جمیع منکرات است.
و سلام بر حسین! سید و سالار شهیدان، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده در نینوا و سلام بر حسین! نور دیده بندگان خدا، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید، عطیه بزرگ سرمدی و راهنمای راه رشد و شرف و فضیلت و هدف.
سلام بر حسین! که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت. سلام بر حسین! سالار همه ناشران عقیده و جهاد، و سلام بر حسین، سرو بلند و آزادی و معرفت که از ذلت بیزار است و عاشق آزادی است.
حسین، عاشورا را آفرید و عاشورا حسینیان زمانه را، حسین خود را در بلا افکند تا ولا و ولایت به معنا بنشیند «البلاء للولا» با خون حسین تفسیر شد و مسجدالاقصی و کعبه هدی با خون حسین بقا یافت. حسین چون کتابی بیشیرازه، جسمش را به دم تیغ جباران سپرد تا شیرازه قرآن را مستحکم گرداند. حسین با خون خود عدالت، مظلومیت و عبودیت را عاشقانه تعبیر کرد.
حسین همه را به تلاش و مبارزه برای دستیابی به حقیقت زندگی فرا خواند. چرا که پیام کربلا و عاشورا پیام حریت، عدالت، عزت و سرافرازی است و نباید این اهداف بزرگ در مکتب حسین فراموش شود. اگر این اهداف نادیده گرفته شود فلسفه عزاداری و به تبع آن راه حسین (علیه السلام) فراموش خواهد شد. حسین بر ما آموخت که چگونه، عقیده را پاس بداریم. او راه جاودانگی معنوی و مردی را از راه درست و اصولی ترسیم کرد. پس بر او سلام باد.
گفتگو با مهوش صبرکن
مهوش صبركن 23 سال پيش فعاليت خود را با تئاتر آغاز كرد و در اين سالها ما شاهد نقشهاي متفاوت از او در سينما و تلويزيون بودهايم. او آثاري همچون «تشريفات»، «در مسير تندباد»، «غزل»، «صنوبر»، «حضرت يوسف» و ... را در كارنامه خود دارد. او اين روزها مشغول بازي در مجموعه 17 قسمتي «حلقه شانس» است. گفتوگوي ما با اين بازيگر را ميخوانيد:

■ خانم صبركن در حال حاضر مشغول چه كاري هستيد؟
اين روزها در اصفهان مشغول بازي در يك مجموعه تلويزيوني 17 قسمتي با محتواي طنز هستم كه از توليدات مركز اصفهان است و سيدمحمدرضا ممتاز آن را كارگرداني ميكند.
■ درباره قصه فيلم و نقش خودتان بگوييد؟
قصه اين فيلم زندگي دو خانواده ضعيف و غني به لحاظ مالي است كه با يك تغيير در حساب بانكي خانواده پولدار دچار بحران اقتصادي ميشود. خانواده فقير پولدار ميشوند و در اين بين اتفاقاتي همراه با طنز ميافتد كه اين دو خانواده درگير آن ميشوند.
■ فيلمبرداري اين مجموعه چه زماني به پايان ميرسد؟
كار من با گروه تا 2 روز ديگر تمام ميشود اما فيلمبرداري تا 15 روز ديگر ادامه دارد.
■ و از كدام شبكه پخش ميشود؟
تا آنجايي كه من در جريان هستم «حلقه شانس» براي شبكه 3 ساخته ميشود و احتمالاً ايام عيد پخش خواهد شد.
■ نقش شما نيز كمدي است؟
برخي بازيگران اين فيلم مايههاي طنز دارند. نقش من طنز نيست اما با موقعيتهاي طنز مواجه ميشوم.
■ وضعيت فيلمها و سريالهاي با مضمون طنز را چطور ميبينيد؟
اتفاقاً تازگي در يكي از سينماهاي اصفهان 2 فيلم طنز را ديدم و بايد بگويم واقعاً متأسفم و نميدانم كارگردانان درباره مردم چه فكري ميكنند كه دست به ساخت آثاري سخيف و سطحي ميزنند.
من برخي فيلمهاي كمدي كه اين روزها ساخته ميشود را توهين به مخاطب ميدانم زيرا سينماي كمدي تعريف خاص خود را دارد اما برخي فيلمهايي كه در سينماها اكران ميشود از هيچ ساختار درست طنز برخوردار نيست.
■ سينماي طنز سينماي بدنه شده و گيشه به سمت اين آثار ميرود؟
با بازي چند بازيگر چهره و معروف در اين فيلمها كه باعث ميشود مردم به تماشاي چنين فيلمهايي بروند نميشود نتيجه گرفت سينماي طنز امروز مخاطب فراواني دارد. روندي كه در برخي فيلمهاي با محتواي طنز مشاهده ميشود روند
رو به رشدي نيست و بايد فكري جدي در اين خصوص كرد.
اين را هم بايد بگويم مجموعههاي تلويزيوني كه با مضمون طنز ساخته ميشوند به مراتب بهتر از آثار سينمايي اين حوزه است. آن هم با هزينههايي كه كارگردانان سينما براي ساخت فيلمهاي اين چنيني ميكنند.
■ به نظر شما ايراد كار كجاست؟
مشكل اصلي فقر متن و فيلمنامه خوب است. ما طنزشناس حرفهاي نداريم و در حوزه طنز، نويسندههاي محدودي هستند كه به صورت حرفهاي فعاليت ميكنند. تا زماني كه اين بخش قوي نشود سينماي كمدي پيشرفت نخواهد كرد.
گفتگو با سيامك صفري بازيگر سريال گاوصندوق

سيامك صفري اگرچه از جمله بازيگران توانا و شناختهشده عرصه تئاتر است كه كارگرداني و نويسندگي تئاتر هم ميكند، با اين حال او حضور خود را در سريال «گاوصندوق» نه به خاطر شهرت و ديده شدن كه به دليل تجربه و البته كار كردن با مازيار ميري ميداند. صفري افزون بر 2 دهه فعاليت در سطح اول بازيگري تئاتر به تدريس بازيگري تئاتر در كلاسهاي آموزشي نيز ميپردازد.
وي داراي مدرك كارشناسي ارشد كارگرداني تئاتر است و تاكنون در 2 فيلم سينمايي «ماهيها عاشق ميشوند» علي رفيعي و «اشكان، انگشتري متبرك و چند داستان ديگر» شهرام مكري نيز حضور داشته است.
رمولوس كبير، جنگير، شكار روباه، هتل پلازا، رباعي وحشي اهل قبور و در كوچههاي مصر برف نميبارد از جمله تئاترهايي هستند كه سيامك صفري در آنها بازي كرده است.
او در نقش عباسي در سريال گاوصندوق، توانسته است نظر بسياري را به خود جلب كند. با او درباره اين نقش و حضورش در سريال گاوصندوق به گفتگو نشستيم كه ميخوانيد.
آقاي صفري علي رغم اينكه شما در عرصه تئاتر چه در مقام كارگردان و چه به عنوان بازيگر بسيار پركار و فعال هستيد، اما در حوزه سينما و تلويزيون، حضور كمرنگي داريد. اين ناشي از علاقه شما به حوزه تئاتر است يا دلايل ديگري دارد؟
من به طور مشخص در تئاتر متمركز هستم و بيشتر وقت من در اين عرصه ميگذرد. البته اين بدين معني نيست كه كار تصويري نكرده باشم. مثلا در چند سال گذشته در 2 فيلم بازي كردم يكي در فيلم «ماهيها عاشق مي شوند» علي رفيعي و ديگري نيز در فيلم «اشكان، انگشتري متبرك و چند داستان ديگر» آقاي شهرام مكري. در گاوصندوق نيز نام مازيار ميري به عنوان كارگردان براي من خيلي مهم بود.
قبلا كه سابقه همكاري با هم نداشتيد؟
نه. وقتي با من تماس گرفتند رفتم و فيلمنامه را خواندم و از آن خوشم آمد ضمن اينكه تيم خوبي با ميري كار ميكردند كه براي من اهميت داشت و به من انگيزه بيشتري براي حضور در اين سريال ميداد.
ظاهرا مازيار ميري با نگاه تئاتري به گزينش بازيگران دست زده است مثل شما و آقاي افشين هاشمي كه سابقه خوبي در اين عرصه داشتيد.
درست است ولي بازيگران ديگر هم تجربه تئاتر داشتهاند. آقاي رضا بابك و سيروس گرجستاني نيز داراي سابقه و تجربه خوبي در عرصه تئاتر بودند. بههرحال اميدوارم نتيجه كار من رضايتبخش باشد.
اتفاقا به خاطر اينكه خيليها از نتيجه كار راضي بودند، اين سوال برايشان پيش آمده كه چرا آقاي صفري حضور بيشتري در تلويزيون ندارد؟
خدا را شكر اگر واقعا اينطوري است كه شما ميگوييد پس سعي ميكنم از اين به بعد بيشتر بازي كنم.
تفاوتي هم برايتان ميكند كه در كدام حوزه كار كنيد؟
در تئاتر بازيگر كنترل و اختيار بيشتر روي بازي خود دارد و شايد به همين سبب است كه لذت بازي در تئاتر براي من بيشتر است.
يعني در تئاتر دست شما براي ايفاي نقش بازتر است يا مجال بداههسازي بيشتري داريد؟
نه اينكه بداههسازي در سينما يا تلويزيون نباشد، اما دامنه آن در تئاتر آنقدر وسيع است كه حتي ميشود ادعا كرد هر شبي كه يك نمايش روي صحنه ميرود و اجرا ميشود، يك بداههسازي اتفاق ميافتد.
در حالي كه شما هرشب در حال تكرار يك نمايشنامه هستيد!
تكرار در فرم و اجراست، ولي همين كه بازيگر بدون واسطه لحظات بازيش را با مخاطب تقسيم ميكند و ارائه ميدهد، گويي دارد يك كار جديد را به نمايش ميگذارد.
در واقع اين تكرار ممكن است براي مخاطبي احساس شود كه به صورت متوالي اين تئاتر را ببيند، اما براي شماي بازيگر هر اجرايي تازگي دارد؟
دقيقا همينطور است. استنباط درستي از اين مساله كرديد.
بگذاريد شفافتر بپرسم تا اين مساله برايم قابل فهم شود. آيا منظور شما اين است كه در سينما و تلويزيون دست بازيگر براي نقشآفريني نسبت به تئاتر بستهتر است و در آنجا كارگردان و انتظارات او از نقش در جاهايي موجب عدم خلاقيت بازيگر ميشود؟
شايد اين به تجربه شخصي خود من از تصوير برميگردد كه منسجم و مدونشده نيست. يعني هنوز نوع حضور يك بازيگر جلوي دوربين را به شكل حرفهاي ياد نگرفتهام و نتوانستهام به طور كامل تجربهام را نسبت به اين موقعيت، شكل بدهم. بالطبع تجربه كم من جلوي دوربين، به اين مساله دامنزده است و هنوز هم گاهي در مقابل دوربين گيج ميشوم. با اين حال در سريال گاوصندوق من اين شانس را داشتم كه با گروه خوبي همكاري كنم و خود مازيار ميري به عنوان كارگردان كه يك فضاي خوب براي من ايجاد كرده بود تا راحتتر بتوانم مقابل دوربين بازي كنم.
آيا كارگردان اين فرصت را هم فراهم كرده بود كه بازيگران بتوانند در جاهايي بر اساس خلاقيتهاي شخصي خود عمل كند؟
از آنجا كه سرعت توليد خيلي بالا بود، مجال كمتري به كارگردان يا بازيگر براي اين كار ميداد. چون براساس لوكيشن رج زده ميشد، لذا پرشهاي موقعيت بازي در آن زياد بود. مثلا در يك لوكيشن يكبار سكانسي را ميگرفتيم كه مربوط به قسمت اول بود و يكبار هم سكانسي را ميگرفتيم كه براي قسمت بيستم بود. لذا شتاب كار آنقدر زياد بود كه چندان فرصت نداشتيم بداههسازي هم داشته باشيم.
با اين حال و با توجه به اينكه حضور كمتري در تلويزيون داشتيد، اما بازي خوبي از شما ديديم.
شايد اين به تجربيات حضور من در تئاتر برميگردد و قطعا به كارگرداني خوب مازيار ميري كه نسبت به جايگاه بازيگري و چگونگي ايفاي نقش شناخت خوبي دارد.
خيلي از مواقع از سوي منتقدان و مخاطبان ميشنويم مثلا فلان بازيگر در اين فيلم يا سريال تئاتري بازي كرده است و آن را نشانه ضعف ميدانند. دليل آن را هم به تفاوت مديومها و لوازم آن ميدانند آيا شما هم به اين تمايز معتقد هستيد؟
نه. من معتقدم كه بازيگر وقتي خوب بازي كند كار خود را انجام داده است. معمولا وقتي بازيگر بد بازي كند برچسب تئاتري بازي كردن به او ميزنند. به نظر من اين نوع نقد ناشي از عدم شناخت كافي از بازيگري در تئاتر برميگردد. درست است نوع بازي در تئاتر با بازي تصويري متفاوت است. بازيگر مقابل دوربين با اندازههايي مثل لانگشات يا كلوزآپ روبهروست كه در تئاتر اين ابزارها به شكل ديگري تعريف ميشود. لذا يك بازيگر با تجربه تئاتر هم با اين اندازهها آشناست. گاهي هم اين مساله به ضعف كارگردان يا ضعف خود بازيگر برميگردد نه اينكه بازي تئاتري يك ضعف باشد. مثلا درخصوص كارگرداني مثل داوود ميرباقري كه گرايش زيادي به بازيگران تئاتر در سريالهايش دارد، اين ذهنيت پيش نميآيد كه بازيها در آثار او غلوآميز است. البته قبول دارم كه در بسياري از سريالهاي ما جنس بازي بازيگراني كه سابقه تئاتر دارند، با مديوم تصوير تناسب ندارد.
حتي بسياري از آنها به شكل نمايشهاي راديويي است يعني به صرف گوش دادن و نه تماشاي آن نيز ميشود متوجه داستان شد.
قبول دارم خيلي از دوستان فيلمساز ما با مولفههاي فيلمسازي يا سريالسازي در تلويزيون و سينما آشنا نيستند. در واقع تصوير را بدرستي نميشناسند. چندوقت پيش فيلمي ديدم كه اصلا ديالوگ نداشت و شما از طريق رفتار و مناسباتش با محيط اطراف و اشيا ميتوانستيد متوجه داستان شويد.
اساسا ماهيت سينما نيز همين است بدين معني كه از طريق تصوير بايد داستان و قصه را روايت كرد نه اينكه صرفا با ديالوگ و گاه بيانيه بخواهيم پيامي را به مخاطب منتقل كنيم.
ضمن اينكه يك اثر سينمايي خوب بايد داستان و قصه خوبي هم داشته باشد كه متاسفانه به اين مقوله هم درست پرداخته نميشود. در عين اينكه در سريالهايمان بازيگران گاهي مثل مجريان فقط حرف ميزنند.
برخي از تئاتريها تلاش ميكنند با حضور در يك سريال تلويزيوني هم ديده شوند هم از فرصت تلويزيون براي ورود به سينما استفاده كنند. آيا شما براي حضور در سريال «گاوصندوق» چنين انگيزهاي هم داشتيد.
باور كنيد من اصلا دغدغه اينكه ديده شوم را ندارم. نه اينكه اين مساله امر مذمومي باشد، ولي واقعا براي من ديده شدن يك مولفه اصلي و حرفهاي نيست؛ حتي بيشتر دوست دارم در لاك خودم باشم تا بتوانم راحتتر زندگي كنم چون ديده شدن و شهرت آسيبهاي خاص خودش را دارد و بيشتر مانع خلاقيت هنرمند ميشود.
ولي من حدس ميزنم بعد از اين كار بيشتر بهسراغ شما خواهند آمد و احتمالا براي كارهاي ديگري دعوت به همكاري ميشويد.
حتما ميآيند يعني اميدوارم بيايند. شايد ما هم كمي پولدار شويم و بتوانيم زندگي حداقلي خود را داشته باشيم تا با دغدغه كمتر به زندگي هنري خود ادامه دهيم.
پس از اين به بعد شما را بيشتر در سريالها و فيلمها خواهيم ديد؟
انشاءالله. البته اگر كارگردانهايي با نگرش و ديدگاه مازيار ميري به سراغ من بيايند. يا كسي مثل شهرام مكري كه فيلم فوقالعادهاي مثل اشكان و انگشتري متبرك را ساخته كه متاسفانه به آن اجازه اكران ندادند و من متعجبم كه چرا مطبوعات پيگير اين مساله نيستند. به نظر من اين جوان شعور فيلمسازي در ايران را ارتقا داده است.
اميدوارم اين فيلم اكران شود تا بتوانيم درباره نقش شما درآن نيز با هم گفتگو كنيم. اما برگرديم به گاوصندوق. از ابتدا قرار بود نقش عباسي را بازي كنيد؟
بله اصلا براي ايفاي اين نقش دعوت شدم.
با توجه به اينكه در اين سريال براي اولين بار مخاطبان بيشتري بازي شما را ميديدند از پذيرفتن نقش منفي نگران نبوديد؟
من اصلا عباسي را شخصيت منفي نميبينم. او ابعاد متعددي دارد، ضمن اينكه تنها و دلشكسته است و مهمتر از همه مهربان است. آرزوهاي بربادرفته دارد و در نهايت به نظر من عباسي شخصيت بدي نيست.
حالا ما فرض ميكنيم اين شخصيت منفي است يا دستكم تلقي مخاطب از اين شخصيت خيلي مثبت نيست. بازهم حاضر بوديد اين نقش را بازي كنيد و نگران نبوديد تصويري كه اين شخصيت ممكن است در ذهن و حافظه مخاطب بگذارد مثل سايهاي بر سر نقشهاي ديگرتان تداوم يابد و مثلا نقشهاي ديگرتان در ذيل اين كاراكتر بدرستي ديده نشود؟
كساني كه بخواهند مرا به اين شكل و در قالب شخصيت عباسي مصرف كنند، ممكن است چنين نگرش يا ذهنيتي پيدا كنند. ضمن اينكه اين مساله زماني اتفاق ميافتد كه مخاطب تخيل نداشته باشد و گمان كند يك بازيگر نميتواند شخصيتهاي ديگر را بازي كند. البته برخي از بازيگران فقط ميتوانند يك مدل را بازي كنند و يك خود دارند كه دائم آن را تكرار ميكنند؛ اما يك بازيگر توانا ميتواند با نقشهاي قدرتمندي كه بازي ميكند خود را از سايه يك پرسوناژ خاص بيرون بكشد.
آقاي صفري نوع حرف زدن و لحن سخن گفتن عباسي در گاوصندوق مال خودتان است يا اينكه در سناريو تعريف شده بود. البته شايد اين يك حس و نظر شخصي باشد، ولي من هر وقت چهره شما را نميبينم و صدايتان را ميشنوم آن را با صداي سيروس گرجستاني اشتباه ميگيرم.
چه جالب تا حالا دقت نكرده بودم، اما يك حس و تجربه شخصي داشتم كه ميگفت عباسي بايد به گونهاي حرف بزند كه آدم را ياد چدن بيندازد كه در يك ساختمان 30 20 ساله پوسيده است.
آيا اين عباسي كه ما در سريال ميبينيم، هماني است كه در فيلمنامه آمده بود يا خود شما هم چيزهاي به اين شخصيت اضافه كرديد؟
اصلا! من فقط اين شخصيت را بازي كردم. ميتوانيد از مازيار ميري بپرسيد من هيچ دخل و تصرفي در نقش نداشتم و چيزي از خودم به كاراكتر اضافه نكردم. در واقع من طراح نقش نبودم فقط مجري آن بودم.
در نهايت از اين نقش و حضور در سريال گاوصندوق راضي هستيد؟
بله. همين كه بسياري از دوستانم از آن رضايت داشتند و مورد توجه بسياري از مخاطبان قرار گرفته است براي من كافي است. ضمن اينكه من از همكاري با مازيار ميري و گروه همكارش بسيار لذت بردم.
سيد رضا صائمي
بزرگ ترين درخت کريسمس

اين درخت شناور که به گزارش کتاب گينس 85 متر ارتفاع برابر با يک ساختمان 28 طبقه است،با حمايت مالي «برادسکو سگورس اي پرويدنسيا» شکل گرفته، روز شنبه هزاران نفر را در ريودوژانيرو پايتخت برزيل را دور هم گردآورد.
چراغاني اين درخت نمادي از سومين مراسم بزرگ شهر پس از برگزاري کارناول مشهور ريودوژانيرو و مراسم سال نو ميلادي است و نمادي جهاني براي آغاز کريسمس است که طبق گزارش هاي ارائه شده از سوي دفتر شهرداري ريودوژانيرو سالانه نزديک به 80 هزار توريست را از کشورهاي مختلف جهان به اين شهر مي کشاند. اين درخت از اول دسامبر تا روز اپيفاني که برابر 6 ژانويه است به نمايش درمي آيد که آخرين روز چراغاني درخت هم هست.
موضوع اين مراسم که به مدت 14 سال پياپي در برزيل برگزار مي شودو به درخت کريس
مس برادسکو سگوروس پرويدنسيا شهرت دارد هرسال به طور خاصي انتخاب و اعلام ميشود .
اين درخت و مراسم ويژه آن از سال 1996 به بعد مبدل به کانون اصلي همه مراسمي شده است که به مناسبت کريسمس در برزيل و خارج از برزيل برگزار مي شود.
اين درخت با انواع تاج و حلقه هاي گل تزيين مي شود که نشان از طيف کاملي از آرزوي همه مردم در آغازين روزهاي سال نو دارد. اين درخت خوش منظره توسط آبل گومز طراح مشهور برزيلي صورت گرفته که به منظور جلب نظر تماشاگران و ارائه نمايشي از نور و رنگ از 11 نقشه متوالي از جمله الگوي چراغاني با استفاده از 2.9 ميليون چراغ کوچک مينياتوري و 52 کيلومتر سيم و 1.600 حباب کوچک و الوان با درخششش منقطع و تابش زياد ، توانسته است چيزي شبيه به چشمک زدن ستارگان در شب را بر روي اين درخت به نمايش بگذارد.
نيروي برق مورد نياز اين درخت براي نمايش نور و رنگ بر روي اين بزرگترين درخت کريسمس جهان توسط ژنراتورهاي بيو ديزل تامين مي شود که سبب کاهش انتشار دي اکسيد کربن در جو زمين نيز هست. همچنين براي بهينه کردن مصرف سوخت نيز با استفاده ازسيستم کامپيوتري تله متري يا سنجش از راه دور اين ژنراتور را بر اساس برنامه ريزي طراحي شده براي نورپردازي درخت فعال مي کنند.
ايده کاهش کربن منتشر شده در جو زمين در مراسم سال 2009 اين درخت و با برگزاري نمايشگاهي از ماشين آلات آلاينده کنار گذاشته شده در تزيين اين درخت با هدف استفاده از مواد و ابزارهاي دوستدار طبيعت درطراحي اين درخت مورد توجه مسئولان برگزاري اين مراسم در برزيل بوده است.
افراد با چهره جوان بيشترعمر ميکنند

دانشمندان دانمارکي پس از مطالعه 387 جفت دوقلو مي گويند شادابي طبيعي صورت مي تواند نشانه اي براي پيش بيني طول عمر باشد.
محققان از پرستاران، مربيان و همتايان خواستند سن دوقلوها را از روي عکس آنها حدس بزنند.
براساس اين مطالعه که نتايج آن در "مجله پزشکي بريتانيا" چاپ شده است، کساني که صورتي جوانتر داشتند در بسياري موارد از همزادي که پيرتر به نظر مي رسيد بيشتر عمر کردند.
محققان همچنين به يک توضيح بيولوژيکي ممکن براي اين پديده رسيده اند.
قطعات مهم دي ان اِي به نام تلومرها، که توانايي سلول ها براي تکثير را نشان مي دهد، همچنين از عوامل تعيين کننده شادابي چهره است.
تصور مي شود تلومري که کوتاهتر است بر روند سريعتر پيري دلالت داشته باشد و به شماري از بيماري ها پيوند زده شده است.
عکس دوقلوهايي که در اين مطالعه شرکت داشتند در دهه 70، 80، يا 90 سالگي گرفته شد.
در طول اين مطالعه که طي دوره اي هفت ساله تحت هدايت "کار کريستنسن" از دانشگاه جنوبي دانمارک انجام شد، محققان دريافتند که هرچه اختلاف در برداشت از سن دوقلوها بيشتر باشد، احتمال آنکه دوقلويي که ظاهري پيرتر داشت زودتر فوت کند بيشتر بود.
پروفسور کريستنسن گفت ممکن است افرادي که زندگي سخت تري داشته اند زودتر بميرند - و صورت آنها منعکس کننده زندگي شان است.
اين محقق به "مجله پزشکي بريتانيا" گفت: "برداشت ها از سن يک فرد، که محققان عموما از آن به عنوان يک نشانه کلي از سلامتي استفاده مي کنند، يک نشانگر بيولوژيکي قوي از پيري است که براي پيش بيني طول عمر پس از 70 سالگي به کار مي آيد."
بي بي سي

